تا حالا شده یه SMS بزنید، بعد درحالی که لبخندی به پهنای یک قاش هندوانه روی صورتتون نقش بسته، چند بار بالا و پایین بپرید و مشت های گره کردتونو توو هوا تکون بدین؟!!

به لطف دولت خدمت گذار! این مهم شدنی شد! دیروز بعد از 8 روز smsها ردیف شد! حالا به کی SMS بزنیم؟!!


"ای مردان نیک دل! آیا آن را که دلم از او بی خویش است، ندیده اید؟"

خدا را اى دختران اورشليم!

شما را به جان‏تان و به جان  چشمان‏تان سوگند

چون محبوب  مرا ببينيد از جانب  من با او به سخن درآييد

و با او بگوئيد كه من از درد  عشق در آستانه‏ى مرگم!»

«- مگر دلدار  تو كيست

و بر دلداران  ديگرش چه فضيلت است كه از اين دست سوگندمان مى‏دهى؟

بگوى تا بدانيم و آن‏گاه پيغام  عشق  تو بگذاريم.»

«- محبوب  من سپيدروى و سرخ‏گونه است

از ده هزار نوجوان بازش توان شناخت.

سرش از زر  ابريزى نيكوتر است

مويش به نرمى چون شاخسار  نو رُسته‏ى نخل است

و به سياهى پر  غُراب را ماند.

چشمانش دو جوجه قمرى را ماند

كه در جامى پُر شير

شست‏وشو كنند

يا دو كبوتر  چاهى بر كناره‏ى كاريز

يا خود دو گوهر  سنگين بها

برنشانده به يكى قوطى  عاج.

رُخان‏اش چنان است كه از بوته‏ى‏ياسمن چيده باشند.

لبانش دو گلبرگ  ارغوان است كه از آن مُر  صافى همى‏تراود

و برش دستكارى زرين است.

دستان‏اش را به چرخ  تراش برآورده‏اند

و ناخن‏هاى‏اش

ميناى تُرسيسى‏ست.

شكم‏اش از عاج  بى‏نقص است.

ران‏هايش دو ستون  رُخام است

استوار بر دو پايه‏ى زرين.

درون  دهان‏اش دكه‏ى شكر ريزان است

و او خود - اگرش ببينيد!- خدنگ، همچون يكى نهال  جوان  سدر است و

نيكو چون سراسر  خطه‏ى لبنان است

و سراپا چيزى دلكش است،

سازه‏ئى در نهايت  دلفريبى.

دلدار  من، از اين‏گونه است،

دلدار  من

اى تمامى  دختران  اورشليم!

چنين است.»

«- اكنون، فرمان  تو بر سر  ما و بر ديده‏گان  ماست.

تنها با ما بگوى

اى زيباتر از تمامى  زيبايان!

دلدار  تو از كدامين سوى رفته است.»

«- اما چه‏گونه پاسخ توانم گفت اى جميله‏گان؟

دلدار  من، همچون عطر  فرو ريخته پريده است

به هنگامى كه رمه‏ى بوسه‏هايش را در سوسن‏زاران  من همى‏چرانيد.

كنار  خرمن  سوسن‏اش بجوئيد!

در بر  ياسمن‏اش بجوئيد اى خواهران من!

همه آن‏چه با شما در ميان توانستمى نهاد همين است

در باب  نوجوانى كه شادى  جان  من است.»

«ترجمه احمد شاملو»



پ.ن: خرداد اگر بگذرد باز روزها کوتاه می شود و غم من افزون که شب طولانی!

پ.ن2: این روزها مشغولم به Sampad2Sampad به سیاست کثیف!