3


یک طرف تنش بلور

سوی دیگر از شبنم

جای دو چشمانش ستاره

و خنده هایش، بغل بغل شکوفه...

دلش را اما نپرس!

شاید اشتباهی شده

آن که او را ساخته

وقتی به دلش رسیده

بدجوری بی حوصله بوده!

دلش تمام از سنگ است

سنگ مرمر مرغوب

بر روی قبر من

و همه ی شما

که دوستش دارید!

دلش

سنگ قبر است!

 Shel Silverstein 

24

چشم در راه کسی هستم

کوله بارش بر دوش*

آفتابش در دست

خنده بر لب، گل به دامن، پیروز

کوله بارش سرشار از عشق، امید

آفتابش نوروز

با سلامش، شادی

در کلامش، لبخند

از نفس هایش گل می بارد

با قدم هایش گل می کارد.

مهربان، زیبا، دوست

روح هستی با اوست!

 فریدون مشیری 


* یعنی کوله پشتی داره!!

و عشق صدای پای فاصله هاست

- ای غم! زین لشکر انبوه به چه تمنّای آمده ای؟

زان که چرخ مرا دست بسته به پیش آورده؛

تنها شمشیر را بیافروز...

***

باور نمی کند دل من مرگ خویش را

نه! نه! من این "یقین" را باور نمی کنم

تا همدم منست نفس های زندگی

من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم

آخر چگونه گل، خس و خاشاک* می شود؟

آخر چگونه این همه رؤیای نو نهال

نگشوده گل هنوز

ننشسته در بهار

می پژمرد به جان من و خاک می شود؟

در من چه وعده هاست

در من چه هجرهاست

در من چه دست ها به دعا مانده روز و شب

این ها چه می شود؟

...

(سیاوش کسرایی)


*[بی ربط تو رو خدا به ا.ن!]


پ.ن1: 88/8/8 مبارک!

پ.ن2: تنها فکری (درباره ی آینده) که خوشحالم می کنه اینه که کنکور قبول نشم (فک کن!)، بعد برم آتش نشان شم، بعد توی یه حادثه، بوووووم!

پ.ن3: بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید! (سهراب)

پ.ن4: عشق شکست می خوره چون عاشقا مجنونن و  آدم مجنون هم نمی تونه هیچ کاریو درست انجام بده!

پ.ن5: کس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من (دیوونه ها همیشه استثنا هستن!)

[ فک کنم از سعدیه: گر بخارد پشت من انگشت من/ خم شود از بار منّت پشت من (بی ربط)]