عطار می گوید : «روزی این ساعت بگردان از همه  /  تا شوی فارغ چو مردان از همه .»

قرآن می گوید : « لا اله الا الله .»

و خیام می گوید : « می خوردن و شاد بودن آیین منست  /  فارغ بودن ز کفر و دین دین منست .»

*****

به جرات می توان گفت «یافتن راه درست زندگی» اگر مهم ترین دغدغه ی ذهنی هر انسانی نباشد قطعا یکی از مهم ترین آن هاست و مطمئنا وقوف بر تفکرات پیشینیان و همچنین تفکرات زنده ی جامعه این امر را تسهیل می کند و حتی می توان گفت بدون وقوف بر تفکرات موجود این «یافتن» امکان پذیر نیست !

و از طرفی یکی از مهم ترین تمارین برای تسلط و وقوف کامل بر چند نظریه یا تفکر مقایسه آن ها و احتمالا کشف ارتباط میان آن هاست .

*****

از این رو ( همین رو دیگه ، کدوم !؟ همین چند خط بین اون 5 تا ستاره ) چندی  است بر کشف ارتباط این سه تفکر شدم .

نتیجه ای که گرفتم ، نتیجه ای است که احتمالا یا درست نیست یا زیادی درسته ! چون هروقت با کسی مطرح می کنم به شدت جبهه می گیره و قاطی می کنه !

حال نتیجم : (که متاسفانه موجب نقض یکی از اصول هندسه شد !)

« عمق تفکر عرفانی ، تفکر دینی و تفکر خیامی (ببخشید اسم دیگه ای بلد نیستم !) به مانند خطوطی هستند موازی که یکدیگر را در نقطه ای قطع می کنند !!! به طوری که Lim d   (دی : فاصله بین خطوط) گاه به سمت صفر و گاه به سمت بی نهایت میل می کند !!»

من که خودم نفهمیدم این چه نتیجه ای که گرفتم ! امیدوارم شما فهمیده باشین !!

خوشحال میشم اگه هرکسی ایده ی خودشو مطرح کنه ، حتی مقایسه سه جمله اول پست و نتیجه ای که گرفتم و اعلام موافقت یا عدم موافقت می تونه کمک کننده باشه !!

پ.ن : از پارتی بازی پیش آمده ( درمورد خیام و عطار ) عذر پذیرید ! جبری است جغرافیایی که ناخواسته ( و شاید هم خواسته) رخ داده ! البته از نوع جبر جغرافیایی مثبت !!

پ.ن : توحید (نام پست ) فقط به معنای وحدت این سه تفکر به کار رفته و ارتباطی میان آن و توحید در عرفان ( یکی شدن با معشوق) و توحید اسلامی (یگانه بودن خداوند ) نیست و اگر این معانی بر ذهن متبادر می شود صرفا به علت قلم توانای نویسنده است :-)!!

 

تم البست ! (پست)

علی یدی العبد الضعیف المحتاج الی رحمه الله تعالی !!