«لودویک ویتگنشتاین و هم فکرانش در دانشگاه آکسفورد در میانه قرن بیستم رسما اعلام کردند که تمام مشکلات و معضلات کلاسیک فلسفه – از قبیل اراده آزاد ، جبر گرایی و غیره – صرفا به خاطر زبان لاینحل مانده اند.»

*****

آری ....

سخنی بود که بر دل نشست ! نه فقط تمام مشکلات و معضلات فلسفه بلکه بسیاری از مشکلات و معضلات زندگی ....

آری ....

چندی است که مجموعه ای از عقاید ، مجموعه ای از احساسات ،  مجموعه ای از ایده ها ، مجموعه ای از تجارب ، مجموعه ای از اسالیب (metods) و درمجموع مجموعه ای از مجموعه ها در ذهن و دلم مانده اند و هربار تا گلو و هربار تا سر انگشتانم می آیند و بس ! گویی محکومند به ماندن در خودم و گویی محکومم به لاینحل بودن .....

آری...

آری این چنین است برادر !!

 

پی نوشت بی ربط :

واژه رنگ زندگی بود

      وقتی تو فکر تو بودم 

           عطر گل با نفسم بود

                وقتی از تو می سرودم

                             از تو می سرودم ....