اندر احوالات بسی از اطرافیان ...
یکی را پسری [و احیانا دختری] کودن بود . پیش یکی از دانشمندان فرستاد ، که مرین را تربیتی می کن ، مگر که عاقل شود . روزگاری تربیت کردش و موثر نبود ، پیش پدرش کس فرستاد که : این عاقل نمی باشد و مرا دیوانه کرد !
چـون بــود اصـل گــوهـری قــابـل ---------- تـربـیـت را در او اثـر باشـد
هـیــچ صــیـقـل نـکـو نـدانـد کــرد ---------- آهـنی را کـه بدگهر باشد
سگ به دریای هفت گانه بشوی ---------- که چو تر شد پلیدتر باشد
خــر عیسی گـــرش به مکه برند ---------- چـون بیاید هنوز خـر باشد
*****
پ.نs = (پی نوشت ها):
1-اطرافمون زیادن ، نمی بینیشون !!!؟
2-گلستان ، باب 7th ،با قطره ای تلخیص و تصرف !!
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ ساعت توسط Alireza
|